چرا بلند ترین شب سال رو برای رفتن انتخاب کردی م ا ن ل ی... ؟

.....
امروز روز اول دی ماه است
من راز فصل ها را می دانم
و حرف لحظه ها را می فهمم
نجات دهنده در گور خفته است
و خاک
خاک پذیرنده
اشارتی ست به آرامش
*
زمان گذشت و ساعت چهار بار نواخت
....
چگونه می شود به آنکسی که می رود این سان
صبور
سنگین
سرگردان
فرمان ایست داد ؟
چگونه می شود به مرد گفت که او زنده نیست
او هیچ گاه زنده نبوده ست
....
در کوچه باد می آید
این ابتدای ویرانیست
آن روز هم که دستهای تو ویران شدند باد می آمد
.....
من سر دم است
من سردم است و انگار هیچ وقت گرم نخواهم شد
ای یار
ای یگانه ترین یار
آن شراب مگر چند ساله بود ؟
....
به مادرم گفتم
دیگر تمام شد
گفتم:همیشه پیش از آنکه فکر کنی اتفاق می افتد
باید برای روزنامه تسلیتی بفرستیم
.....
هنوز خاک مزارش تازه ست
مزار آن دو دست سبز جوان را می گویم
....
شاید حقیقت آن دو دست سبز جوان بود ، آن دو دست جوان
که زیر بارش یکریز برف مدفون شد
....
ایمان بیاوریم به آغاز فصل سرد
¤(فروغ فرخزاد)
/ 24 نظر / 48 بازدید
نمایش نظرات قبلی
Armin - Dortmunder

salami be shabnami ke hanooz in ashar ra mikhanad , magar hanooz nasle adam haye romantic dar iran hast? man in avalin va akharin barist ke amadam, fakr mikonam in goone amadan va raftan delchasb ke nist vali che mishavad kard bedrood

رضاکاظمی

دوست دارين يه قصه بخونين؟نه؟خب نياين يه قصه بخونين!بايه داستان کوتاه به روزم.تابعد

گلچين شعر

سلام بر تو که شعر خوب را می شناسی به روزم و منتظر

گاهی دلم برای خودم تنگ می شود

.

فصل سرديست امسال زمستان! و سفی. که سفيدی پاکش به سردی اش می ارزد. از رو نمی روم. حتی اگر بلرزم و خودم را بسته بندی کنم... برف را دوست دارم!

شلخت

هوا بس ناجوانمردانه سرد است ! به من هم سر بزن...

گاهی دلم برای خودم تنگ می شود

کامپيوترم تر کيده مجبورم از اينترنت شرکت استفاده کنم نمي دونم چيکار کنم تازه گفتن ۳-۴ روز ديگه درست ميشه بالايی ها رو همش با خودم بودم پايينی ها با شما هستم کامپيوترم ترکيده مجبورم از اينترنت شرکت استفاده کنم نمي دونم چيکار کنم تازه گفتن ۳-۴ روز ديگه درست ميشه

گاهی دلم برای خودم تنگ می شود

نميدونم کامپيوتر خونه يه دفعه چه بلای سرش اومد. برام تا ميتونی دعا کن... اين روزها از بعضی چيزها می ترسم... می ترسم اتفاقی که نبايد ... بيافته

فرّ ایرانی

چگونه می شود به آنکسی که می رود این سان صبور سنگین سرگردان فرمان ایست داد ؟

آتریسا

hومدم تا این پایین از مبهوتی.. واقعا زیبا بود..جذاب[گل]