بعد از تو   

ای هفت سالگی

ای لحظه ی شگفت عزیمت

بعد از تو هرچه رفت ‌،  در انبوهی از جنون و جهالت رفت

بعد از تو پنجره که رابطه ای بود سخت زنده و روشن

میان ما و پرنده

میان ما و نسیم

شکست

شکست

شکست

بعد از تو آن عروسک خاکی

که هیچ چیز نمی گفت ، هیچ چیز به جز آب ، آب ، آب

در آب غرق شد

....................

چه قدر باید پرداخت ؟

چه قدر باید

برای رشد مکعب سیمانی پرداخت ؟

ما هرچه را که باید

از دست داده باشیم ، از دست داده ایم

ما بی چراغ به راه افتاده ایم

و ماه ، ماه ، ماده ی مهربان ، همیشه در آنجا بود

در خاطرات کودکانه ی یک پشت بام کاهگلی

و بر فراز کشتزارهای جوانی که از هجوم ملخ ها

می ترسیدند

چه قدر باید پرداخت ؟...

فروغ فرخزاد

 

لینک