یلدا !   

دیرینه شب گرم همیشه

در اوج فصل سرد .

تسلیم محض سنت شدن ؤ

تسخیر خاطرات ناب یلداهای رفته .

پیوند با نور

در شب تولد خورشید ...

***

یلدا مبارک ! شاد باشین و حافظ یادتون نره ...

لینک
   چالوس ....   

تکه ای از بهشت خداست اینجا !

هبوط رنگ و شبنم !

آوایت گم می شود در صدای خدا ؤ

وجودت در حضور مطلق او ،

در آغوشت می کشد گویا !

اینجا مرز رهایی ست از خود

از خاک ...

***

کاری پیش اومد و برای دو روز رفتم شمال و چالوس همیشه زیبا ، کلی انرژی بهم داد . هنوز رنگ زمستون نگرفته بود و هوا هم بهاری بود....  

 

لینک
   خنده ی تو !   

نان را بگیر از من ،

هوا را بگیر اما

خنده ات را نه !

***

گل سرخ را مگیر ؤ

سوسنی را که می کاری !

آبی که از شعف تو سر ریز می شود

و موج ناگهان نقره ای را که می زایی !

***

از جنگی دشوار باز می آیم

با نگاهی خسته

که جهان راکد را دیده است ،

لیکن چندان که خنده ات در آسمان می ریزد

دروازه های زندگی به رویم گشوده می شوند !

***

......

هنگامی که چشم می گشایم ،

هنگامی که چشم می بندم ،

هنگامی که می روم ،

هنگامی که باز می گردم ،

نان را بگیر از من ،

هوا را بگیر ،

روشنی ؤ بهار را بگیر از من ،

اما خنده ات را نه

تا چشم از جهان فرو نبندم !

پابلو نرودا

 

لینک
       

تمام شکر دنیا را هم که بیاوری

قهوه ی کوفتی من

شیرین نمی شود .

تو تلخش کردی

پس این فنجان مال تو !

آبان ۸۴

لینک
   تهران ، شهر فردا !   

سلام به همه ی دوستای خوب !

فقط اومدم بگم رای دادن به اونایی که بهتر از بقیه هستن بهتر از رای ندادنه . مگه نه ؟

تا دیروز نمی خواستم رای بدم اما دیشب که سری به وبلاگ  خوابگرد  و بعدش هم وبلاگ  فواد  زدم نظرم عوض شد . خوب من میرم رای بدم . امیدوارم شما هم این کارو بکنین و بتونین درست انتخاب کنین !

شاد باشین !

 

لینک
       

کپک زده انگار

این روزها !

حوصله ی روزگار هم سر رفته !

زندگی دیگر جای ماندن نیست

جراتی برای رفتن باید داشت ... 

لینک
       

بیمار خنده های تو ام

بیشتر بخند

بیشتر بخند

خورشید آرزوی منی

گرم تر بتاب

گرم تر بتاب !

فریدون مشیری

لینک
       

بابا چی میشه اگه خورشید دیگه در نیاد ؟

چی پیش میاد ؟

اگه خورشید نتابه ، تعجب می کنی

و با چشمای از حدقه در اومده به آسمون خیره میشی

و باد ، نور چشماتو به آسمونا می بره

و خورشید دوباره شروع به تابیدن می کنه .

بابا چی میشه اگه باد نوزه ؟

اون وقت چی پیش میاد ؟

اگه باد نوزه ، زمین خشک میشه ،

قایقت دیگه حرکت نمی کنه ، پسرم ، بادبادکت هم دیگه پرواز نمی کنه ،

اون وقت چمن مشکل تو رو به باد میگه ،

و باد دوباره شروع به وزیدن می کنه .

بابا اگه چمن دیگه رشد نکنه چی ؟

اون وقت چی میشه ؟

اگه چمن رشد نکنه ، اشکهات سرازیر میشه ،

و زمین با اشک چشمای تو سیراب میشه ،

بعد مثل علاقه ی تو به من ، چمنها هم بزرگ میشن ،

و دوباره شروع می کنن به رشد کردن .

بابا اگه من تو رو دوست نداشته باشم چی ؟

اون وقت چی میشه ؟

اگه تو دیگه منو دوست نداشته باشی ، اون وقت دیگه چمن رشد نمی کنه ،

خورشید نمی تابه و باد هم نمی وزه .

اگه می خوای این دنیای قدیمی به کارش ادامه بده ،

باید باز هم منو دوست داشته باشی ، باز هم ، باز هم ...

باز منو دوست داشته باشی

می شنوی پسرم ؟

بهتره منو دوست داشته باشی .

(تو منو دوست داری پسرم ؟ بله)

بهتره منو دوست داشته باشی ...

شل سیلور استاین

(عاشقانه ها)

لینک
   پرواز مرگ !   

نوشتن از چیزهایی که آدم رو غمگین کرده ، کار سختیه اما آدم رو سبک میکنه .

امروز سالگرد حادثه ی سقوط هواپیمای  سی۱۳۰بود .  بین تمام حوادث ملی ، اول زلزله ی بم بود که خیلی ناراحتم کرد و آزارم داد و بعد هم حادثه ی از دست دادن خبرنگارها .... خدا می دونه به خاطر این حادثه چه غم بزرگی توی دلم نشست . یکی دو روز بعد از این جریان که رفتم دانشگاه عکس یکی از خبرنگار ها رو روی بورد دانشکده دیدم . همسرش دانشجوی زبان اسپانیولی بود . حتی تصورش هم برام وحشتناک بود ، تصور اینکه آدم همسر بسیار جوونش رو از دست بده . اون قدر جوون بود که می شد فهمید مدت زیادی از ازدواجشون نمیگذره .

نمی دونم چی بگم ، فقط واقعا متاسفم !

این جزو اون غم هایی هست که هیچ وقت فراموش نمیشه ....

لینک

       

دلم پر می زند

برای جادوی شفاف نگاهت

چشمانت را کاش

دزدیده بودم

نازنین !

پیش از رفتن ...

لینک

   کودکی...   

چه خوب بود کودکانه ها

آن زمان که کم می دانستیم

وقتی که عروسکها تمام دنیا بودند

آن گاه که لغت نامه پاک بود ،

بدون معنی جنگ

خودکشی

حسرت

وقتی که دلتنگی ها 

در حجم کوچک یک آب نبات گم می شد

وقتی که شاد بودیم

شاد....

  

لینک
       

کاش آن کلاغی بودم

که بی خبر از همه جا

قدم می زد روی برف ،

نه غم یار می خورد  وُ

نه غصه ی زمانه ...

لینک

       

پیش از آنکه صبح شود

طلوع کن !

ابر نباش

که آسمان ابریست .

تو خود ،

طعم ناب آفتابی ...

۲۳ فروردین ۸۵

لینک
       

فکری بکن

برای این ابر سیاه بی موقع

که فرو افتاده

بین من و تو !

طاقتم طاق شده اینجا ،

بی امید آفتاب ،

کز کرده ام زیر چتر تلخ تو ...

۷ آبان ۸۴ 

لینک
       

بیانداز دور !

آن روزنامه ی لعنتی را می گویم ! 

حتی یک خط

از عشق ممنوع من و تو

در آن نیست .

نه جمله ای !

نه کلامی !

اما

 عشق ممنوع ما که تعبیر تمام فال های قهوه بود ....

۲۴ اردیبهشت ۸۴

 

 

لینک
       

He poured the coffee

in the cup

He poured the milk

in the cup of  coffee

He put some sugar

In the cup of white coffee

He stirred it

with a tea spoon

He drank the white coffee

WITH NO WORD TO ME

WITH NO LOOK ON ME

He smoked a cigarrette

He made rounds

with smokes

He put the ashes

in the ash tray

WITH NO WORD TO ME

WITH NO LOOK ON ME

He got up

He put on his hat

on his head

He wore his mackintosh

because it was raining

He left in the rain

WITH NO WORD TO ME

WITH NO LOOK ON ME

And I held my head

in my hands

and cried....

JACQUES PREVERT

من این شعر رو خیلی دوست دارم . اصلش فرانسویه .  یه زمانی یه استاد عزیزی که انگلیسی درس میداد ، سر کلاس ترجمش کرد ، اسمش "بابک توسلی" بود.... نمیدونم الان کجاست و چی کار می کنه اما امیدوارم هر جا هست سلامت و موفق باشه ! چیزای زیادی ازش یاد گرفتم . نظرتون راجع به این شعر چیه ؟ من که خیلی دوسش دارم !  

لینک
       

شاید ،

تعبیر فال من

کف فنجان تو باشد 

و نگاهم ، پس چشمانت .

نگاه کن که همه ی زندگی

مانند قهوه ی تو تلخ است .

دوست من !

تعبیر فال من چیست ؟

۳۰  شهریور ۸۲

  

لینک
       

لبانت را دوست می دارم

که پیش از آنکه نجوا کنند

ندایشان را

می شنوم ...

۱۶ فروردین ۸۵

لینک